العلامة المجلسي

91

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

ركنش در بحرين و يك ركنش در صنعاى يمن و چهارم در مدينهء طيّبه ، و گويا مىبينم قنديلها و چراغهايش را كه آسمان و زمين را روشنى مىدهد زياده از آفتاب و ماه . پس بيرون مىآيد سيّد اكبر محمّد رسول اللّه - صلى الله عليه و آله - با هر كه ايمان آورده است به آن حضرت از مهاجران و انصار و غير ايشان ، و هر كه در جنگهاى آن حضرت شهيد شده باشد . پس زنده مىكنند جمعى را كه تكذيب آن حضرت كرده بودند و شك مىكردند در حقيقت او يا رد گفتهء او مىنمودند و مىگفتند ساحر است و كاهن است و ديوانه است و به خواهش خود سخن مىگويد ، و هر كه با او جنگ كرده باشد و نزاع كرده باشد ، و همه را به جزاى خود مىرساند . و همچنين بر مىگردانند يك يك از أئمه را تا صاحب الامر - عليه السلام - و هر كه يارى ايشان كرده تا خوشحال شوند ، و هر كه آزار ايشان كرده تا آن كه پيش از آخرت به عذاب و خوارى دنيا مبتلا گردند ، و در آن وقت ظاهر مىشود تأويل آن آيهء كريمه كه ترجمه‌اش گذشت كه « وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ » تا آخر آيه . مفضّل پرسيد كه مراد از فرعون و هامان در اين آيه چيست ؟ حضرت فرمود كه مراد أول و دوّمى است . مفضّل پرسيد كه حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - و امير المؤمنين - عليه السلام - با حضرت صاحب الامر - عليه السلام - خواهند بود ؟ فرمود : كه بلى ناچار است كه ايشان جميع روى زمين را بگردند حتى پشت كوه قاف را ، و آنچه در ظلمات است و جميع درياها ، تا آن كه هيچ موضعى از زمين نماند مگر ايشان طى نمايند و دين خدا را در آن جا بر پا دارند . پس فرمود كه گويا مىبينم اى مفضّل آن روز را ، كه ما گروه امامان نزد جدّ خود رسول خدا - صلى الله عليه و آله - ايستاده باشيم و به آن حضرت شكايت نماييم آنچه بر ما واقع شد از اين امت جفا كار بعد از وفات آن حضرت ، و آنچه به ما رسانيدند از تكذيب و ردّ گفته‌ها و دشنام دادن و لعن كردن ما ، و ترسانيدن ما را به كشتن و به در بردن خلفاى جور ما را از حرم خدا و رسول به شهرهاى ملك خود و شهيد كردن ما به زهر ، و محبوس گردانيدن ما . پس حضرت رسالت پناه - صلى اللّه عليه و آله - گريان شود و فرمايد كه اى